بابا صفرى
59
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
اجتماعى هم شيوع آن را زيادتر گردانيد تا آنجا كه بقول مورخان در قرن دوم هجرى اكثر مردم اردبيل به زبان عربى آشنائى داشتند و جمعى نيز بدان زبان تكلم مينمودند در قرون بعد بر اثر اتفاقات تاريخى و از جمله ظهور پادشاهانى در مشرق ايران ، كه به زبان فارسى رشد و توسعه ميدادند ، بتدريج آن زبان نيز در اينحدود اثر گذاشت و در عهد اتابكان آذربايجان زبان فارسى كمكم در ميان بعضى از ساكنان اين منطقه شايع گشت ولى نتوانست زبان عامه گردد زيرا زبان آذرى همچنان نفوذ و قدرت خود را حفظ كرده و تا قرن ششم هجرى « آذرى زبان آنجا بوده » است « 1 » . با اينحال مورخان مينويسند با آنكه زبان آذرى زبان عامهء مردم اين سامان بوده معهذا در امور ادارى و دينى ، قبل از اسلام از زبانهاى پارسى و پهلوى و بعد از تسلط اعراب از زبان آنها استفاده ميشده است چنان كه امروز نيز عامهء مردم آذربايجان بتركى سخن ميگويند ولى در امور دينى از زبان عربى و در كارهاى ادارى و حتى مكاتبات شخصى از زبان فارسى استفاده ميكنند . نمونههائى از زبان آذرى : امروزه زبان آذرى به كلى متروك گرديده و جز نمونههائى كه از بعضى از رباعيهاى منتسب به حضرت شيخ صفى الدين عليه الرحمه باقى مانده است اثرى از آن زبان در دست نيست و از لغات و افعال و مصادر و صرف و نحو آن زبان نيز اطلاعات كامل و كافى موجود نميباشد « 2 » . مؤلف كتاب « زندگانى شاه اسماعيل اول » نوشته است كه « زبان مردم اردبيل در عهد شيخ صفى الدين لهجهء آذرى بود . آذرى زبانى است بين كردى و طالشى يا كردى و مازندرانى و شبيه بهرسه . بطوريكه امروز بسيارى از كلمات آن براى مردم طالش و كردها مفهوم است » . اين مؤلف از قول صاحب صفوة الصفا نقل مىكند كه وقتى شيخ صفى الدين با فرزندش سيد صدر الدين موسى در موردى سخن ميگفت بدين عبارت بگفتهء او جواب داد « كار نمونده بىكار تموم بى » « 3 » . كسروى در كتاب « آذرى يا زبان باستان آذربايگان »
--> ( 1 و 2 ) - آذرى زبان باستان آذربايگان . سيد احمد كسروى . تهران . چاپ سوم . 1325 . ص 13 . ( 3 ) - يعنى كار نمانده بود كار تمام بود .